حمد الله مستوفى قزوينى

333

ظفرنامه ( قسم الاسلاميه ) ( فارسى )

پادشاهى معاوية بن يزيد بن معاوية بن ابى سفيان چهل روز « 1 » پس از وى معاويّه شد پيشوا * ز مُلك پدر كام گشتش روا در اسلام بود اوّلين نوجوان * كه بگرفت جاىِ مهان و گَوان اگر چند شد بَر مهى كامكار * و ليكن گُل كامِ او گشت خار نبودش زمان از زمانِ مهى * چلم روز از آن گشت دستش تهى 5 چو در حالت افتاد آن نوجوان « 2 » * ولىعهد جُستند از وى گوان نداد ايچ كس را مَر آن كار و گفت * بخواهم كه باشد از اين در نهفت خوشى امّوى را گُنه مَر مرا * كزين كار « 3 » از من بپرسد خدا بر او چون سر آورد عُمر اين جهان * برادرش را برگزيدند مهان « 4 » خردپيشه خالد « 5 » كز افراطِ را * از او خواستى مشورتها نيا 10 چو در علم صنعت ورا ميل بود * به دل از حكومت تنفّر نمود نپذرفت كار مهى زين سبب * جهان ماند بىكدخدا در عرب بَر اين‌گونه بُد چار مَه روى كار * به هرگوشه‌اى فتنه شد آشكار

--> ( 1 ) عنوان . مدت حكومت او را چهل روز و به قولى چهار ماه آورده‌اند . ( تاريخ يعقوبى 2 / 195 ) ( 2 ) ( ب 5 ) . « چو در نزع افتاد آن نوجوان » هم مىتوانست گفته باشد . ( 3 ) ( ب 7 ) . در اصل : كرين كار . ( 4 ) ( ب 8 ) . در العبر 2 / 39 آمده است : بعضى گويند به مرگِ خود مرد . بعضى گويند بر او ضربتى نواختند و آن ضربت سبب مرگش شد . به هنگام مرگ بيست و دو سال داشت و او را در دمشق به خاك سپردند . طبرى 7 / 3126 ، از قول على بن محمد گويد : وقتى بمرد سى سال و هيجده روز داشت . ( 5 ) ( ب 9 ) . در اصل : خالد كر . : خالد بن يزيد بن معاويه .